اکسید گشت و سوختیم
بس که فیزیک و شیمی آموختیم
هی اسید و باز دعوا می کنند
خاک عالم بر سر ما می کنند
درس چون در مغز داغم می رود
می شود فرار و فوری می پرد
بار سنگین فیزیک لج کرده است
اهرم ذهن مرا کج کرده است
روز و شب معلوم و مجهول می کنم
ذهن خود را اینگونه مشغول می کنم
این مسائل که فیزیک بر هم زده
مرکز ثقل مرا بر هم زده
جبر و مجهولات آن هم درد است
چهره ام از دست این جبر زرد است
گه گله از دست تانژانت می کنم
گه شکایت از کتانژانت می کنم
گر بخوانی بیست بار این زیست را
ای دریغ هرگز نبینی بیست را
از زبان خارجه آشفته ام
در سرزنگ زبان من خفته ام
قلبم از جغراف
برچسب: سایت,سینا,
نویسنده: آناهیتا رنجبر
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 10:14